| لينك باكس مرفام | ♀ | |

گاهی میشه از هیچ چیز خبری نداشت و نخود هر آش شد!
گاهی میشه خود کشی کرد و تا حد انفجار فشار کشید که مثلا یکی رو مچل کنی!
گاهی میشه و گاهی نمیشه.
گاهی میشه س-الف شد و خیال کرد هیشکی نمی دونه کی هستی و تو ذهن خودت بگی:"عجب جونوری ام من!" یارو هالوتر از این حرفاس!
و گاهی میشه خودت رو گول بزنی و با قیافه حق به جانب سریش وبلاگ مرفام بشی
.
.
.
این ها همش "فقط " گاهی میشه خانوم س-الف!
اینجا جایی واسه چرت و پرت گفتن نیست
چون مخاطباش احمق نیستند!
چه خنده دار بود روزهای به اصطلاح فیلم بازی کردنهات س-الف
چون نمی دونستی از روز اول که می نویسی تابلو شدی !
از لابه لای خاطرات ترک خورده ام
نام تو را تنها کمی از یاد برده ام
هر چند قصه های دیوانگی ام خط خطی ست
عمریست که از دیوانگی های تو خط خورده ام
گاهی که بادبادک خیالم زمین خورده است
تا انتهای شاهرگ شعرم آزرده ام
اینگونه بود راز غریب حس و درک تو
من آرزوی دل به نام تو برآورده ام
هنوز زرد زرد است گندم زار خیالمان
در کلبه ی کذایی روح پژمرده ام
شاید مسیح هم نیاید سال های سال!
با انتظار دم مسیحایی ات مرده ام ۱۷:۵۹:۴۷
۱۱/۱۲/۸۷ ۱۷:۵۹:۴۷
مرفام ـارومیه
بعد از هزاران ماه بالاخره شعر...:

کمی بزرگ می شود،شکوفه های این فریب
پر از نگاه می شود،دو چشم خیس یک غریب
همیشه پیچ می خورد تلاقی سراب و راه
چه دلنواز می شود،دو خط شیب و یک ضریب!
۶/۱۲/۸۷
۲۲:۳۴
مرفام-ارومیه
.
.
.
...نامزدیم!
امروز به اندازه ۴۹ غروب دلم گرفت!
من امروز ۵۱ غروب را تجربه کردم
مرفام
۲۵/۰۷/۱۳۸۷