| لينك باكس مرفام | ♀ | |
صداي متن تار گنبد سبز ، حجاب عرياني هاي تار عريان تارم گشت
لرزش پنجه ها ، لطافت لبريز از احساس يك مرد بود ، مرد ،ْمرد ، مد ، ْمرد.
لرزش را به لرزاندن بلرزان تا نواي ْمردن مرد بي نشان تاريدن بگيرد ، بدرد ، بتارد.
مرد را به ْمردن ، بميران در ميان هجو ناسامان اين تار
هجو را به آغوش رهايي بسپار ، تارش را سرلوحه كن ، سر لوحه ، ساده لوح كن ، بتار
عیدتان عید باد
۴سال پيش گفتم سلام
حالا ۴سال گذشته ،...
سلام !
با وجود اينكه ديگه دانشگاه نيستم ولی هنوز چشم انتظار تونم که فراموش نکنید
مرفام رفت!
سلام فاحشه! هان!؟ تعجب کردي!؟ ميدانم در کسوت مردان آبرومند،
انديشيدن به تو رسم ، و گفتن از تو ننگ است ! اما ميخواهم
برايت بنويسم . شنيده ام، تن مي فروشي، براي لقمه نان ! چه
گناه کبيره اي…! ميدانم که ميداني همه ترا پليد مي دانند، من
هم مانند همه ام !
راستي روسپي! از خودت پرسيدي چرا اگر در سرزمين من و تو،
زني زنانگي اش را بفروشد که نان در بيارد رگ غيرت اربابان بيرون
مي زند اما اگر همان زن کليه اش را بفروشد تا ناني بخرد و يا
شوهر زنداني اش آزاد شود اين «ايثار» است ! مگر هردو از يک
تن نيست؟ مگر هر دو جسم فروشی نيست؟ تن در برابر نان
ننگ است. بفروش ! تنت را حراج کن… من در ديارم کساني را
ديدم که دين خدا را چوب ميزنند به قيمت دنيايشان، شرفت را
شکر که اگر ميفروشي از تن مي فروشي نه از دين.
شنيده ام روزه ميگيري، غسل ميکني، نماز ميخواني، چهارشنبه ها
نذر حرم امامزاده صالح داري، رمضان بعد از افطار کار مي کني
محرم تعطيلي ! من از آن ميترسم که روزي با ظاهري عالمانه،
جمعه بازار دين خدا را براه کنم، زهد را بساط کنم، غسل هم نکنم،
چهارشنبه هم به حرم امامزاده صالح نروم، پيش از افطار و
پس از افطار مشغول باشم، محرم هم تعطيل نکنم!
فاحشه… دعايم کن
لینک از :
آرماگدون(bluedeath)کلیک کنید
آمدم تا سوت آخر را قبل از ايستگاه آخر من بکشم
يا حق
هوووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
ووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
وووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
وديگر سو
يک چراغ نفتی کهنه ی خاطرِ،
که به سختی خاطرات را می پايد!
